تبليغاتX
اللهم حفظ قائدنا الخامنه اي

اللهم حفظ قائدنا الخامنه اي
اي كه يك گوشه چشمت غم همه عالم ببرد حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد

با سلام خدمت همه دوستان                                                   

با توجه به ماهيت معنوي سفرهاي زيارتي مكه معظمه و مدينه منوره و عتبات عاليات و تاثيري گذاري عميق معنوي كه بر روي افراد ميگذارد و همچنين با توجه به اينكه قشر روحاني در بين مردم عزيز ما (خاصه در سطح مياني و عادي جامعه ما) روحاني را به عنوان فردي مذهبي و نماد دين شناخته ميشود،اين قشر ميتوانند در اين سفرها بر روي افراد تاثير فراوان گذاشته و افراد را به نسبت ديگر مواقع بسيار راحت تر جذب نمايند لذا در اينگونه سفرها ميطلبد كه روحانيون كاروانهي زيارتي با دقت بيشتري انتخاب گردند تا از ورود روحاني غير متعهد و امكان استفاده از اين فرصت طلائي تاثير گذاري جلوگيري به عمل آيد.

اما متاسفانه در استان عزيزمان فارس به اين مقوله هيچ توجه نگرديده و هنوز متاسفانه اكثريت روحانيون كاروانها از اهالي مسجد ضرار(قبا) هستند كه در ساليان قبل كه هم مسلكانشان بر سر قدرت بودند و اقدام به اخذ تائيديه روحاني كاروان و همچنين اهالي ديگري از اين مسجد اقدام به اخذ مجوز دفاتر زيارتي نموده اند و اكنون در كمال آسايش سفرهاي زيارتي را برگزار ميكنند و در اين سفرها با سواستفاده از فضاي معنوي و حس حال زائران اقدام به شست و شوي مغزي آنان و جذب نيرو ميكنند و حتي اقدام به تخريب نظام و مقام معظم رهبري(مد ظله عالي) مي نمايند.

حال اين سوال باقيست كه چرا مسئولين محترم سازمان حج و زيارت و همچنين بعثه مقام معظم رهبري اقدام عاجلي جهت پاكسازي اين افراد انجام نميدهند؟

[ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ 13:31 ] [ ولايتمدار ] [ ]

با سلام ابتدا از اينكه مدتي غيبت داشتم عذر خواهي ميكنم به علت مشغله كاري نتونستم حضور داشته باشم

چند روز پيش كه داشتم از بلوارهاي ستارخان و شهيد مطهري رد  ميشدم(2تا از بلوارهائي كه متاسفانه از مراكز فساد اخلاقي تو شهرمون هستند مخصوصا شبهاي جمعه) نگاهم به تيرهاي روشنائي افتاد كه در زمان اجلاسيه عكس شهداي عزيزمون را بهشون نصب كرده بودند  ديدم اكثر عكس شهداي عزيزمون را برداشتند و به جاش بنرهاي تبليغ شهرمون شيراز رو گذاشتن كه البته عكس اكثر بنرها حرم مطهر حضرت احمد ابن موسي مقبره حافظ عليه رحمه و چند تائي هم عكس تخت جمشيد يود و همچنين تعدادي بنر هم تبليغ سال جهاد اقتصادي به همراه تمثال مبارك حضرت اقا نيز بود (البته از اين مطلب بگذريم كه حضرت آقا فرمودند در اين موارد تبليغ نكنيد و عمل كنيد).اول حسلبي دلم گرفت كه چرا شهرداري ،خاصه شهرداري، منطقه يك داره عكس شهدا را از سطح شهرمون جمع ميكنه ولي خودمو دل خوش كردم كه لا اقل به جاش عكس حرم مطهر احمد ابن موسي و تمثال مبارك حضرت آقا را دارن نصب ميكنن ولي امروز كه مجددا داشتم از اين دوتا بلوار رد ميشدم ديدم كه اكثر اون بنرها هم جمع شده و جاشونو دادن به بنرهاي تبليغاتي كلاس كنكور پارسه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

حال اين سوال را از شهردار محترم و شهردار منطقه يك دارم آيا واقعا كسب درآمد اينقدر ارزش داره كه تمثال مبارك شهدا را از سطح شهر جمع كنيم و يا نكنه جون تو اون منطقه اكثرا قشر مرفه هستن نبايد تمثال شهدا را بيشتر از اين نصب كنيم.

انشاالله كه دليل موجه اي براي جمع آوري داشته باشند

[ چهارشنبه سیزدهم مهر 1390 ] [ 16:26 ] [ ولايتمدار ] [ ]

دوست خوبم جناب آقاي جعفري

سلام عليكم

در خصوص مطلب اخيري كه تحت عنوان"توضيح ضروري"در وبلاگ خود درج نموده ايدسوالاتي در ذهن اينجانب نقش بسته كه خواهشمندم شما و ديگر دوستان عدالتخواه جهت روشن شدن موضوع پاسخ بفرمائيد:

قبل از طرح موضوع  ذكر اين موضوع ضروري است كه بنده دوستان عدالتخواه را از صميم قلب دوست دارم و در بسياري موارد با ايشان همفكر ميباشم و درج اين مطلب خداي ناكرده جهت تخريب و يا از روي دشمني با ايشان نميباشد.

در مطلب فوق فرموده ايد كه"با توجه به شرایط پیش رو و آینده سیاسی استان و کشور، برای برهه کنونی به این نتیجه رسیده ایم که بیشتر انرژی خود را سهم فعالیت های علمی و تئوریک نموده و از دامن زدن به منازعات سیاسی استان تا سر حد امکان خود داری  نماییم"

سوالي كه پيش روست اين است كه شما كه خوشبختانه پيرو ولايت فقيه هستيد چرا در پاره اي موارد پيامها و سخنان معظم له را يا دير و يا ناقص دريافت ميكنيد به عنوان مثال:

1-در قسمت اول جمله فوق كه فرموده ايد" بیشتر انرژی خود را سهم فعالیت های علمی و تئوریک نموده" همانگونه كه خود بهتر از من ميدانيد معظم له از ساليان پيش جنبش نرم افزاري را مطرح نموده اند و به خصوص در جمع دانشجويان كه در اين خصوص نيز در ديدار پر بركتشان با دانشجويان فارس در تاريخ14/2/87  كه شما و دوستانتان نيز حضور داشتيد متذكر شدند(گزيده بيانات معظم له در آن ديدار" بينيد بنده وقتى مسئله‌ى نهضت نرم‌افزارى را خواستم مطرح كنم، قبل از همه تو دانشگاه با دانشجوها مطرح كردم؛ حدود ده سال قبل. نه با وزارتها صحبت كرده بودم، نه با رئيس‌جمهور وقت صحبت كرده بودم، نه حتّى با اساتيد صحبت كردم؛ اول‌بار در دانشگاه اميركبير اين فكر را به ميان آوردم. امروز شما ببينيد اين يك گفتمان است") و از دانشجويان حزب اللهي چون شما بارها خواسته اند كه در اين زمينه فعاليت كنيد سوال اينجاست كه چرا بعد از اين همه مدت شما پيام معظم له را دريافت كرده ايدكه بايد بيشتر انرژي خود را روي اين موضوع بگذاريد.

2-در خصوص قسمت دوم جمله فوق" از دامن زدن به منازعات سیاسی استان تا سر حد امکان خود داری نمائيم" در اين خصوص در باب عدالتخواهي خاصه زمين خواريكه بسيار با اين موضوع تنش ايجاد كرديد رهبر معظم انقلاب در همان ديدار دانشجوئي در پاسخ سوال شما در خصوص اين موضوع چنين فرمودند:

" در بيانات نماينده‌ى انجمنهاى اسلامى دانشگاه شيراز هم حرفهاى خيلى خوبى گفته شد كه اينها حرفهاى دل ماست. اينجا هم من اين بيان را يك پرداختى بكنم: ببينيد، شما ميگوئيد كه ما شعار عدالت ميدهيم؛ دانشجو را ميگيرند، اما آن كسى را كه به عدالت صدمه زده، نميگيرند. قوه‌ى قضائيه چنين، يا دستگاه مسئول چنان. خوب، اينجا شما بايد زرنگى كنيد؛ يك لحظه از درخواست و مطالبه‌ى عدالت كوتاهى نكنيد؛ اين شأن شماست. جوان و دانشجو و مؤمن شأنش همين است كه عدالت را بخواهد. پشتوانه‌ى اين فكر هم با همه‌ى وجود، خودم هستم و امروز بحمداللَّه نظام هست. البته تخلفاتى هم ممكن است انجام بگيرد؛ شما زرنگى‌تان اين باشد: گفتمان عدالت خواهی را فرياد كنيد؛ اما انتقاد شخصى و مصداق‌سازى نكنيد. وقتى شما روى يك مصداق تكيه ميكنيد، اولاً احتمال دارد اشتباه كرده باشيد؛ من مى‌بينم ديگر. من مواردى را مشاهده ميكنم - نه در دانشگاه، در گروه‌هاى اجتماعى گوناگون - كه روى يك مصداق خاصى تكيه ميكنند؛ يا به‌عنوان فساد، يا به عنوان كجروى سياسى، يا به‌عنوان خط و خطوط غلط. بنده مثلاً اتفاقاً از جريان اطلاع دارم و مى‌بينم اينجورى نيست و آن كسى كه اين حرف را زده، از قضيه اطلاع نداشته است. بنابراين وقتى شما روى شخص و مصداق تكيه ميكنيد، هم احتمال اشتباه هست، هم وسيله‌اى به دست ميدهيد براى اينكه آن زرنگ قانوندانِ قانون شكن - كه من گفته‌ام قانوندانهاى قانون شكن خطرناكند - بتواند عليه شما استفاده كند. شما از دادستان چه گله‌اى ميتوانيد بكنيد؟ اگر يك نفرى به‌عنوان مفترى يك شخصى را معرفى كند و بگويد آقا او اين افتراء را به من زده. خوب، شأن آن قاضى اين نيست كه برود دنبال ماهيت قضيه. اگر اين افتراء گفته شده باشد، زده شده باشد، ماده‌ى قانونى آن قاضى را ملزم به انجام يك كارى ميكند؛ لذا نميتوانيم از او گله كنيم. شما زرنگى كنيد، شما اسم نياوريد، شما روى مصداق تكيه نكنيد؛ شما پرچم را بلند كنيد. وقتى پرچم را بلند كرديد، آن كسى كه مجرى است، آن كسى كه در محيط اجراء ميخواهد كار انجام دهد، همه حساب كار خودشان را ميكنند. آن كسى هم كه فرياد مربوط به محتواى اين پرچم را بلند كرده، احساس دلگرمى ميكند و كار پيش خواهد رفت. بنابراين به نظر من مشكلى در كار شما نيست؛ شما جوانهاى مؤمنى هستيد كه انتظار هم از شما همين است. هر شعار خوبى كه داده ميشود، بعد از اتكال به خداى بزرگ كه همه‌ى دلها و زبانها و اراده‌ها دست اوست، تكيه به شما جوانهاست"

اما متاسفانه شما و دوستانتان همانند شخصي كه در خوردن و آشاميدن زياده روي ميكرد و زماني كه به وي تذكر ميدادند ميگفت در قرآن آمده"كلو و شربو" و قسمت "ولا تسرفو" را كاري نداشت گزيدهاي ازمطالب معظم له كه فرمودند گفتمان عدالتخواهي را فرياد بزنيد را گرفتيد و ديگر قسمتها خاصه كه فرمودند مصداق سازي نكنيد را فراموش كرديد و حتي در برهه اي با استناد به سخنان آقاي شهبازي هياهو و جنجالي آفريديد و نه تنها در اين مورد به مصداق اشاره كرديد بلكه در اكثر مواردي كه مطالبه ميكرديد مصداق سازي ميكرديد مانند هجمه شما به آقاي رضازاده و پدرشان در وبلاگ خودتان(البته شايان ذكر است آوردن برخي اسامي نه دليل بر رد نه تائيد ايشان ميباشد و فقط جهت ياداوري ميباشد) كه متاسفانه خلاف فرمودههاي معظم له ميباشد

3-در خصوص اين مطلبتان " بی شک آینده سیاسی کشور دستخوش طوفان هایی خواهد شد که جز با کوله باری هنگفت از علم و بصیرت همراه با عمل، گذر از آن ممکن نخواهد بود"آيا بهتر نبود در زمانهاي قبل نيز در رفتار و عملتان بصيرت بيشتري بكار ميبرديد تا هم از ايجاد تنش جلوگيري شود هم به نتايج بهتري برسيد هم اين حرفها و احاديثي كه خود فرموديد كه دربارهتان ذكر ميشود نقل نميشد.

4-و نيز خواهشمندم به اين سوال كه بسيار مطرح است كه چرا سكوت شما و پرداختنتان به كسب علم درست از زمان كناره گيري از قدرت و سياست علني يكي از افرادي يا بهتر بگويم تنها كسي كه شما در آن زمان به وي منتسب بوديد(حسين قاسمي)  و نبود لينك ديگري كه به وي متمسك شويد(به علت رفتار نه چندان مطلوبتان در عرصه سياست) شروع شد؟

البته به نظر اينجانب اين دوستان به علت نيت پاك و خير خواهانه در برهه هاي مختلف توسط افرادي سودجو قدرت طلب همچون شهبازي،حسين قاسمي،محمد جهان بخش،روح الله احمدزاده و.... بازي خورده اند و در زمين آنان بازي كرده اند.

البته همانطور كه از قديم گفته اند "هر وقت ماهي را از آب بگيريد تازه است"اگر سخنان شما در وبلاگتان صحت داشته باشد و بر اساس مقتضيات زمان نباشد خود نقطه مثبتي است.

به اميد آنكه در عرصه عمل با دانش و بصيرت بيشتري گام برداريم 

[ یکشنبه ششم شهریور 1390 ] [ 12:45 ] [ ولايتمدار ] [ ]
با سلام

بنده در اين پست قصد دارم سوالي پيرامون عملكرد حزب الله شيراز داشته باشم

چرا طيف حزب اللهي هاي شيراز در اغلب كارهاي خود به صورت بسيار مقطعي و در آن مقطع نيز به صورت تند و آتشين و نسنجيده عمل ميكنند و بعد از مدتي بدون كسب هيچ نتيجه اي كار را نيمه كاره رها كرده و به دنبال كار ديگري ميروند و با اين عملكرد خود باعث بي محاباتر  شدن افراد متخطي در كارهايشان ميگردند به طور مثال در خصوص مسجد ضرار (قبا)بعد از مدتي و بدون كسب هيچ نتيجه اي آنرا به طور كامل حال خود رها كرده تا بدانجا كه اهالي ملحد  اين مسجد با كمال بي شرمي ميگويند از طيف حزب الله هيچ كاري برنمي ايد و ما هر كاري كه ميخواهيم ميتوانيم بكنيم و راجع به حضرت آقا با  بي شرمي سخن ميگويند و در كمال بي شرمي روز اول ماه رمضان را يك روز زودتر از اعلام رهبري اعلام كردند.

البته نبايد كم لطفي كرد و در موارد بسيار نادري هم همانند عزل استاندار سابق(اقاي احمدزاده) كار را به سرانجام رساندند و وي را عزل كردند و البته فعلا به اين موضوع كاري نداريم كه چرا باز هم استانداري غير بومي و صد البته كسي كه زمزمه هايي از ارتباطش با شخص مسئله دار دولت وجود دارد سكان دار استان ميشود و آقايان بسيار از ايشان تمجيد ميكنند

[ سه شنبه یکم شهریور 1390 ] [ 15:36 ] [ ولايتمدار ] [ ]

با سلام

در اين پست طرف صحبت بنده دوستان عدالتخواه هستند.مدتي هست كه از اين دوستان خبر زيادي به گوش نميرسد

اين دوستان كه در دوره آقاي احمد زاده مخصوصا در اوائل دوران نامبرده بسيار به اصولگرايان سنتي هجمه ميكردند و سعي در زدن آنها و عزل از مناصبشان بودند اكنون و در دوراني كه مجددا اين اصولگرايان دارن بر سركار مي آيند كجا هستند

اگر حرفهاي شما صحت داشته چرا از زماني كه زمزمه تغيير احمد زاده به گوش رسيد و حيسن قاسمي استعفا داد و احتمال داديد كه مجددا اين اصولگراين بر سر كار بيايند ديگر صدائي از شما نشنيديم

آيا ترسيديد كه با روي كار آمدن ايشان ديگر به پست و مقامي نرسيد و يا دليل ديگري دارد

آيا در دوران احمدزاده پست و مقامي گرفته ايد كه ميترسيد آن را در اين دوران از دست بدهيد

[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 14:57 ] [ ولايتمدار ] [ ]
شنيده هاي ديگر حاكيست كه جناب آقاي رئوف منتسب به اين جمع نيز قرار است به سمت مديركل سياسي استانداري منصوب گردد

[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 14:55 ] [ ولايتمدار ] [ ]
با سلام

شنيده ها حاكي از آن است كه يكي ديگر از اصولگرايان به قول دوستان سنتي كه كسي نيست جز آقاي حقايقي قرار است به سمت معاون برنامه ريزي استانداري منصوب گردد

كه اگر چنين شود جمع اين آقايان جمع ميگردد

[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 14:53 ] [ ولايتمدار ] [ ]
حمدزاده در اواخر دوران مدیریت خود با اعتراضات وسیع مردمی، جریانات اصولگرا و ائمه جمعه روبرو بود. تا جاییکه پس از رفتن او و آمدن سجادی که منتسب به جریان انحرافی بود، دامنه اعتراضات بیشتر  و مردم درب استانداری را قفل زدند و دانشجویان نیز 5 روز جلوی استانداری تحصن کردند.

از جمله اعتراضات و نقدهای جدی احزاب راست سنتی و جریانات به اصطلاح اصولگرای فارس به احمدزاده کرمانی، که از بدو ورود او آغاز شد، غیربومی بودن وی بود. بطوریکه در هر سرمقاله و بیانیه و سخنرانی که داشتند این عامل را جزو یکی از مهمترین نقاط ضعف وی می دانستند و اعتراض داشتند که ما استانداری بومی می خواهیم. آنچنان بر کرمانی بودن وی تاکید می کردند که ظاهرا وی دچار ذنب لایغفر شده است. بجای نقد علمی و مستدل علمکرد احمدزاده مدام با تاکید بر غیربومی بودن وی، خود عاملی می شدند تا احمدزاده بتواند در این هیاهوی پوچ  فارس را شخم بزند و هر روز به عقب براند.

اما همانطور که دلسوزان و عقلای اصولگرا مطرح می کنند، فی نفسه بومی یا غیر بومی بودن استاندار ملاک ارزیابی و شاخص اصلی نمی باشد، و شاخص اصلی شایسته سالاری و علمکرد شخص می باشد. لازم به توضیح نیست که مسلما اگر مدیری بومی که دارای مولفه های یک مدیر شایسته باشد ارجحیت بر مدیران غیربومی دارد. و همانطور که مشهود است فارس، آنقدر مدیر متعهد و متخصص دارد که نیازی به حضور مدیر غیربومی نخواهد بود. شاهد مدعا حضور هفت وزیر در دولت نهم می باشد. نهایتا اگر مدیری هم غیربومی باشد و بتواند استان فارس را به قله هایی که شایستگی آن را دارد برساند، خواهد توانست سکان مدیریت استان را برعهده بگیرد.

همانطور که در بالا ذکر شد، با ورود احمدزاده به  استانداری فارس و در حالیکه در ابتدا هیچگونه عملکردی و حتی ارتباطی با جریان انحرافی از وی دیده نشده بود، در همان روز اول موج هجمه ها با تابلو "استاندار غیر بومی" در رسانه ها و تریبون های مدعیان اصولگرا عیان شد.

اما مطلبی که امروز در خور توجه می باشد، اکنون با حضور جناب آقای حسین صادق عابدین به عنوان استانداری غیربومی در فارس چه اتفاقی افتاده است که فریادها خاموش شده است؟ اگر به زعم آقایان نیروی غیربومی بودن یک ضعف اساسی محسوب می شود که در هر تریبونی به آن حمله شود، باید این سوال را پاسخ دهند اکنون چه اتفاقی افتاده است که همه سکوت کرده اند؟ چرا دیگر با آب و تاب در سرمقاله و تریبون های خود از حضور استاندار غیربومی نمی نالید؟ چرا دیگر فریاد نمی زنید که در فارس آنقدر قحط الرجال است که مدیر از استان دیگر وارد می کنید؟! رفتار دوگانه برخی از مدعیان اصولگرایی در یک موضوع شبیه به هم، ما را به فکر وامی دارد که شاید اصل موضوع چیز دیگری باشد!

[ شنبه بیست و نهم مرداد 1390 ] [ 14:50 ] [ ولايتمدار ] [ ]

آقاي احمد رضا دستغب نمايند مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي

[ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 15:31 ] [ ولايتمدار ] [ ]

آقاي جعفر قادري نماينده مردم شيراز در مجلس شوراي اسلامي

[ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 15:11 ] [ ولايتمدار ] [ ]
درباره وبلاگ

امکانات وب

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس